تبليغاتX
روایت نور -
به دنبال حقیقت ناب

یا حق...

 

ن. خ:

 

»»  پول...اشتغال...آزادی ... آرامش روحی و روانی...شهر...کنکور...ازدواج... نگرانی...نقدینگی...ادعاهای توخالی...مردم...نظافت...هرم مازلو... من... کشاورزی... میدان رسالت... جوانان.. انتقاد...امید...ولخرجی...بیکاری...مسکن... لیسانس.......BRT دعوا...معنویات ... آشتیانی....پیشرفت...نوجوان...تلاش...

 

-  اگه می تونید با اینا یه مملکت... نه نه ببخشید، ...یه جمله بسازید!

 

ن.ش:

 

»» چطور است که عدم ذبح اسلامی ِ حیوانات آنقدر به ارمیا فشار می آورد تا در یک مهمانی بزرگ، فریاد جانکاهی بکشد؛ اما آب شدن جنازه مصطفا در اسیدسولفوریک یا سوقولمه زدن آرمیتا به خشی تنها او را ناراحت و متعجب می کند و سکوت را در نتیجه خود دارد ؟

به نظر آستانه ذهن منفعل انقدر هم زیاد نیست...

 

-  شاید اگر به جای سهراب ، مصطفا بود، داستان پیوستگی معنایی بیشتری پیدا می کرد.

 

-  اگر باز هم مثل رُمان قبلی امیرخانی ارمیا به دنیا برگردد نمی دانم چقدر می توانددر زندگی مشترکش  با آرمیتا موفق باشد. خدا به داد ِ ارمیا ، آرمیتا و آرتمیا ها برسد...

 

 

ن.آ:

 

»» دکتر چمران:

 

 ((می گویند تقوا از تخصص واجب تر است، من می پذیرم،ولی می گویم آن کس که تخصص ندارد و کار بزرگی را می پذیرد او بی تقواست.))

 

+ نوشته شده در  شنبه 8 تیر1387ساعت 10:49  توسط راوی نور  |